درباره من

سمانه مصدقی هستم، متولد دوازدهم فروردین 1359، در محله کیکاووس خیابان دولت. دانشآموخته در مقاطع کارشناسی ارشد در رشته مدیریت بازرگانی-بازرگانی بینالملل و کارشناسی در رشته مهندسی کامپیوتر- نرمافزار
کارم را در سال 1378 با طراحی وبسایتهای دینامیک و همینطور تجزیه تحلیل و طراحی بانکهای اطلاعاتی در یک شرکت خصوصی آغاز و از سال 1385 با ورود به امور بین الملل یک بانک خصوصی فعالیت کاری خود را مرتبط با دومین رشته تحصیلی خود تا کنون ادامه دادم
در دوران کارشناسی ارشد تعداد دوازده فقره سمینار در زمینههای متفاوتی از مباحث بازرگانی بینالملل تهیه و ارائه شد که به علت پیوستگی و جامع بودن آنها، از دانشگاه علامه طباطبایی جهت ارائه سمینار برای اساتید محترم و دانشجویان جویای علم آن دانشگاه دعوت به کار شدم. با توجه به اجرای موفقیتآمیز سمینارهای برگزار شده و همراهی معاونت محترم دانشگاه علامه طباطبایی در راهنماییِ پایاننامه اینجانب، بعد از اتمام دوره کارشناسی ارشد افتخار تدریس دروس مدیریتی در دانشکده مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی به موازات فعالیت اجتماعی خود در بانک نصیبم شد که این همکاری تا نیمه سال تحصیلی 1396 به طول انجامید
از دوران کودکی علی رغم شیطنت های زیاد و جنب و جوش های فراوان در رشته های مختلف ورزشی علاقه بی حد و حصری به ادبیات فارسی داشتم که به نحوی که در کنکور آن سال (1377) با وجود ضعف ریشه ای در دروس حفظی (خنده) توانستم نمره 98%را در ادبیات فارسی بدست آورم. این علاقه هرروز و هرروز بیشتر و عمیق تر شد تا جاییکه مسیر مطالعاتی طی سالها دستخوش تغییر شد و من را به آنجا کشاند تا بتوانم به اندازه فقط سر سوزن، از ادبیات غنی سرزمینمان استفاده کرده و از آن در جهت پیدا کردن راه شخصی خود بهره مند شوم. البته بهره من به لحاظ “معنایی” بوده است نه شناخت علمی و روش شناختی آن
وقتی حدوداً 20 ساله بودم، در میان انبوهی از کتابهای فلسفی که میخریدم و میخواندم، کتابی خریدم به نام «لوازم نویسندگی» که هرگز آن را نخواندم. اما به عنوان یادگاری نگهش داشتم. این کتاب برای من یک نشانه بود، اولین نشانه!
و اما آخرین نشانه و اولین اقدام جدی! آخرین دوره کلاسهای خودشناسی را با جناب آقای سهیل رضایی در بنیاد فرهنگ زندگی میگذراندم که یک روز بیمقدمه به ایشان گفتم: «استاد! میشه عصرها بیام دفترتون شاگردی کنم؟» ایشان پرسیدند: «چند وقت هست که بیکار هستی؟» من هم برایشان توضیح دادم که هم کارمند بانک هستم و هم مدرس دانشگاه، و برای علاقه شخصی این پیشنهاد را دادم. ایشان به من گفتند: «برایم بنویس.» پرسیدم از چه بنویسم و ایشان در پاسخ گفتند از “معنا” بنویسم. این را که گفتند نیم دوری زدم و اقدام کردم به ترک محل. آقای رضایی پرسیدند: « فهمیدی منظورم رو؟!» و من با سر گفتم بله. و بی کلام دیگری رفتم تا با نوشته هایم بعد از مدتی به حضور محترمشان رفتم
پس از آن ایشان مرا به شرکت در سمیناری از دکتر شیری، استاد گرانقدر و مصاحبت با ایشان در مورد «معنا» راهنمایی کردند تا بتواند در تکمیل آن نوشته ها کمکی باشد؛ نتیجه همه ی آنها، تالیف و انتشار کتاب «گمگشته معنا» به سال 1393 بود
بعد از نوشتن آن کتاب که قصه «معنا» برای من به یک سفر بیمنتها تبدیل شد؛ از محضر اساتید بزرگی درس گرفتم، گنجینههای ادبی مولانا و عطار را همچون زیوری بر هیبت این آدمیزادِ تشنه ی «معنا» آویختم و راهی شدم تا اینکه گمگشتگیهایم به «گلشن» رسید. گلشنی از معنا که نمیخواهم انتهای سفرهایم باشد. گلشنی که دلم را صفا داد، روحم را غنی کرد، و مرا برای ادامه راه مهیا کرد. تالیف کتاب «گلشن معنا» در سال 1397 به پایان رسید و در شهریور 1398 توسط نشر پیکان روانه بازار شد
دوست دارم برایتان تعریف کنم که از آن روزهای 20 سالگی خیلی سال است که می گذرد، اشعار حافظ جایش را به اشعار عاشقانه مدرن داد و سپس، سهراب. کمی بعدتر محو شدگی در اشعار زیبای خیام ، اما، اما؛ نمی دانم کدامین روز، کدامین اتفاق چشمانِ به جستجویِ معنایم را به کدامین بیتِ مولانا باز کرد!! نگویم که نمی دانم. که می دانم. که می دانی …. از این الطاف الهی همه و همه، داشتیم و داشتیم. و می دانم که شما هم مثل من، اتفاقاتی دگر داشتید که نمی توانید بگویید و من هم نمی گویم… دقیقا همانی که «من» را از من گرفت و خودش را، و ختم کلامش را به دستان کوچکِ جوینده ام سپرد… آنچه که جانم را نجات داد، آنچه که روحم را جلا داد و آنچه که من را به رسالتم مانوس کرد، چیز دیگری بود. و آن چیز دیگر جانِ من است، آنِ من است، لطف بیکران جانانِ من است، رحمانیت الله من است …..
اکنون هم با توجه به به فعالیت های متنوعی چون “خودیاریِ خودشناسی” پیش تر و همزمان با راه اندازی صفحه اینستاگرام ترجیح دادم تا با راه اندازی این وب سایت منبع جامع تری از بابت معرفی خود برای عزیزانی که افتخار همراهیشان را دارم و همینطور ثبت جامع و کاملی از تمامی دل نوشته هایی که در اینستاگرام به صورت پست های روزانه ارائه می شود، داشته باشم