گلشن معنا

گلشن معنا، تالیف سمانه مصدقی
گلشن معنا، تالیف سمانه مصدقی

سرشناسه: مصدقی، سمانه، 1359
مشخصات نشر: تهران نشر پیکان 1397
مشخصات ظاهری: 232 صفحه
شابک: 1-904-328-964-978: 35000 تومان
رده بندی کنگره:  1397  8  گ  6 م/625  BL
شمار کتابشناسی ملی: 5578991

چشمانم در «خلوت خانه خود» کورمال کورمال می چرخید و نمی یافت. هریک از راه هایش خشک بود و بی برکت؛ و کنون چه بی محابا چنان سیلی از آن جاری شده بود. آری سیل بود، سیلی خروشان و عظیم، سیلی که در بطن وجودش صدای ضجه کمک کمک «غرق شده ای بی پناه و نا امید» را در خود حمل می کرد. صدای هق هق یک درمانده، عاجز، گمگشته و من همچنان گمگشته. به راستی که این گمگشتگی عجب قصه بی پایانی است. گویا که می خواهد همیشه بماند؟!.. شاید هم از بی انتهایی معناست که می ماند؟!… بی انتهایی معنا همچو بی توصیفی خلقت، همچو ابهام راز آفرینش و همچون گنگی نهفته در ازلیت و ابدیت. همچون عظمت همه سوال های اساسی و بی پاسخ

در لا به لای انبوه اشک های جاری، در انتهای تاریک خانه چشمانم و در میان حجم عظیم اصوات بی طنین سکوت قلبم، نوری به ناگاه هویدا شد! راهی خودنمایی کرد….

افسوس بر همه روزهایی که بی سفر طی شد و بی رفاقت «رویا»، بی دغدغه معنا و فقدان حس عظیم و پر مفهوم گمگشتگی.

من همچو تعداد بی شماری از انسان های نا آگاه، خرسند از تکرار مکررات روزمرگی، گمان می کردم که همه قصه زندگی همین بودن های ماست، همین بدست آوردن های ماست، همین تولید نسل و زایش های ماست، انباشتگی اموال و مکنونات ماست؛ اما نبود! هم این هاست و هم، بیش از اینها

«گلشن معنا» با کلامی ساده و در دنباله فضایی تقریبا به دنبال آنچه که در «گمگشته معنا» گذشت با همراهی رویا، در سه بخش «قفل قفس چو بشکست، پرواز ممکن آید»، «تا کی شوی موزون خویش» و «بلبل مست منم، گلشن معنا تویی» ؛ معنای زندگی مرا بر روی کاغذ به ثبت رساند