خودیار خودشناسی
خودشناسی از جمله مفاهیمی است که برای تمامی انسانها در مراحل مختلف از رشد مطرح میشود. البته اغلب افراد گمان میکنند که به صورت کامل خود را میشناسند. اما زمانی که از آنها درباره اهداف، ارزشهای زندگیشان و دیگر مسائل پرسیده میشود، به خود نیز نمیتوانند پاسخی مناسب دهند و به طور دقیق تر، اگر به تناقضی که میان ویژگی ها و شخصیت و شرایطشان با آنچه که می طلبند و آرزویش را دارند نگاه بیندازیم، راحت تر متوجه نبود شناخت صحیح از “خود” می شویم. حقیقت آن است که آنها چیز هایی را می خواهند که شرایط و ویژگی های شخصیتی و کنونی آنها اصلا پذیرای تحقق هیچ یک از آنها را ندارد و دلیلیش هم بسیار ساده است اینکه آنها خودشان را نمی شناسند اما فقط می دانند که چه چیز هایی را دوست دارند
از طرفی دیگر باورها، علایق، احساسات، نیازها و بسیاری از چیزهای دیگر در طول زندگی تغییر میکند. اما آیا این تغییرات همیشه باعث شادکامی و رشد افراد میشوند؟ چگونه میتوانیم مسیر زندگی خود را به سمت ترقی و پیشرفت و رسیدن به خوشحالی پیش ببرم؟ و اینکه رشد و ترقی چه سهی در رشد یافتگی فرد به صورت یک مجموعه متنوع از ابعاد گوناگون می تواند داشته باشد؟!… خودشناسی یعنی تلاش انسان برای یافتن بهترین مسیر زندگی، تلاشی که عوامل ارثی و محیطی در آن تأثیرگذار هستند . همه افراد به دنبال رسیدن به سعادت و خوشبختی هستند، اما خودشناسی به افراد کمک میکند تا جست و جو را به شکلی سنجیده و آگاهانه دنبال کنند. درواقع توجه به این نکته بسیار مهم است، تا ما شناختی درست از خودمان نداریم؛ چطور و چگونه خواهیم توانست شناخت صحیح و درستی از جامعه، افراد، مسیر های ممکن خوشبختی مان و همینطور شناخت مناسبی از خدا و هستی در ابعادی دیگر داشته باشیم؟
شناخت خود یعنی شناختن قدرتها و ضعفها، علایق و ترسها، خواستهها و آرزوها که در نهایت می تواند به شناخت هدف در زندگی نیز منجر میشود. از طرفی خودشناسی به ما کمک میکند تمام الگوهای فکری مخرب و عادتهای ناسالم خود را بشناسیم و آنها را اصلاح کنیم. با تقویت این مهارت، میتوانید در زندگی تصمیمات بهتری بگیرید و درموقعیتهای گوناگون، واکنشهای رفتاری عاقلانهتری نیز نشان دهید
جالب است بدانید که “سقراط” عقیده داشت همان قدر که خودشناسی ارزشمند است بقیه کارها خنده دار است مگر در صورتی که فرد به خودشناسی برسد. این جمله اهمیت خودشناسی را به زیبایی برایمان روشن می کند. از منظری دیگر، به غیر از آنکه نقطه نگاهمان صرفاَ به سمت زندگی در بعد مادی و طی کردن پله های ترقی و رشد باشد، خالی از لطف نیست تا عقیده “جان کالوین” را بازگو کنیم که بیان کرده بود که بدون شناخت از “خود”، هیچ شناختی از “خدا” وجود ندارد
در واقع خودشناسی هر دو بعد انسانی ما را رشد می دهد، چه مادی و چه معنوی. نظر شخصی من این است که خودشناسی یکی از مهمترین و بزرگترین شاهراه های رفتن هر فرد به سوی کمال انسانی است. ما برای به تحقق بخشیدن رسالتمان در این هستی، قبل از هرچیز باید “خود” را خوب بشناسیم. محاله ممکن است بدون شناخت صحیح از “خود” شناخت درست و صحیحی از دیگران و این هستی بتوانیم داشته باشیم. شناخت خود به ما درک صحیحی از امیال، خواسته ها، آرزو ها، شرایط، کمبودها، ضعف ها و اهداف آتی خواهد داد
از طرفی دیگر، در توضیح و تشریح عنوان فعالیت بنده حقیر به عنوان “خودیار خودشناسی با رویکرد معنا” لازم است در دنباله تعریفی از خودیاری نیز داشته باشیم. خودیاری، در واقع مکتبی است که از طریق آگاه کردن فرد با اصولی مبتنی بر روانشناسی، او را در راه بهبود زندگی شخصی، اقتصادی، عاطفی، با ایجاد تغییر از درون، کمک میکند. در تعریفی دیگر خودیاری به فعالیت هایی اطلاق می شود که باعث رشد توانایی های فرد و حل کردن مشکلات توسط خود فرد می شود. ذهن ناخودآگاه، یکی از کلیدهای اصلی رشد و بهبودی توسط خود فرد است. با تغییر محتویات ذهن ناخودآگاه، شما می توانید عادت ها، رفتارها و خلق خود را تغییر دهید. این کار از طریق تحلیل رفتار و عادت ها صورت می گیرد. روند تغییر داخلی و درونی نیاز به کار درونی دارد. خواندن کافی نیست، شما باید آنچه را می خوانید تمرین کنید و این کار نیاز به زمان و سعی و تلاش دارد. لذا چنانچه تمایل به این تغییرات و اصلاحات دارید و خود را آماده قرار گرفتن در مسیر خودشناسی حس می کنید، کمک گرفتن از “خودیار خودشناسی” می تواند همچون یک راهنما، در طول مسیر سفر شخصی تان دستیار شما باشد
البته همانطور که از عنوان هم مشخص است، رویکرد بکارگرفته شده، رویکردی معنوی و به جنسِ معنا می باشد. (خالی از لطف نیست که عنوان شود که هردو کتاب های تالیف شده توسط اینجانب نیز با موضوعیت “معنا” بوده اند)
در واقع شاید دیگران معتقد به طیِ سفر های این مسیر با بهره بردن از ابزار های صرفاَ روانشناسی باشند اما به اعتقاد بنده، بخش عظیم و مهم ما به عنوان یک انسان، بعد معنویِ ماست از این رو نادیده گرفتن آن در این مسیر، خسارتی جبران ناپذیر در پی خواهد داشت و فرد را به سرانجام مقصود نخواهد رساند چراکه از توجه به مهمترین بعد وجودی انسان غفلت شده است